آیا حقوق و دستمزد در شرکت های ایرانی، عادلانه است؟
- Nov 20, 2016
- 5 min read
در نخستین گام از پروژۀ «سنجش عدالت در جامعۀ ایرانی»، از هفتۀ گذشته مقولۀ عدالت در دستمزد در شرکت های ایرانی مورد نظرسنجی قرار گرفته است، که نتایج به دست آمده تاکنون، در ادامه تحلیل خواهد شد. در صورتی که هنوز در نظرسنجی سنجش عدالت در دستمزد شرکت نکرده اید، از شما دعوت می شود که از طریق لینک زیر در این نظرسنجی مشارکت بفرمایید:
عدالت در دستمزد در شرکت های ایرانی
مقدمه
مقولۀ حقوق و دستمزد در جامعه از اهمیت به سزایی در مطالعات اقتصادی برخوردار است. در سال 2016، جایزۀ نوبل اقتصاد به پژوهشگرانی از دانشگاه های MIT و Harvardاعطا شد که در مورد چگونگی مرتبط ساختن عوامل انگیزشی با حقوق و پاداش و مزایا و نیز چهارچوب زمانی عملکرد شرکت ها به منظور دستیابی به عملکرد بهینه، تحقیق کرده بودند. در حال حاضر نسبت حقوق و مزایای مدیرعامل به حقوق و مزایای کارمندان عادی در شرکت های بزرگ آمریکایی نزدیک به 303 برابر می باشد. این در حالیست که این نسبت حدود پنجاه سال پیش، یعنی سال 1965، 20 برابر بوده است. به منظور کنترل این روند افسارگسیخته، کمیسیون بورس و اوراق بهادار آمریکا، در نظر دارد تمامی شرکت های حاضر در بورس را ملزم کند تا به صورت شفاف نسبت حقوق مدیرعامل به حقوق کارمند عادی در شرکت خود را به اطلاع عموم برسانند. هم چنین، در لایحه ای که از سوی سناتور ایالت کالیفرنیا در مجلس سنای آمریکا ارائه گردیده، یک مقیاس متغیر برای اخذ مالیات از شرکت ها پیشنهاد شده است که بر اساس آن شرکت هایی که نسبت یادشده در آنها بالاتر از 100 باشد، مجبور به پرداخت مالیات بیشتری خواهند بود.
متاسفانه در ایران تا کنون مرجع و گزارش قابل اتکایی به منظور سنجش نسبت حقوق مدیرعامل به کارمندان عادی وجود نداشته است. اخیرا سایت ایران تلنت اقدام به جمع آوری اطلاعات و انتشار گزارشی از بازار کار ایران نموده است که بر اساس آن می توان به طور غیرمستقیم میانگین، حداقل و حداکثر این نسبت را برای شرکت های ایرانی در سال 1394 محاسبه کرد. هر چند، چنانچه پاداش و مزایای دریافتی نیز مورد محاسبه قرار گیرد، اعداد ارائه شده در این گزارش دستخوش تغییر شده و اختلاف حقوق رده های بالا و پایین در شرکت های بزرگ (با بیش از 500 کارمند) تا دو برابر موارد ذکر شده در گزارش نیز قابل تصور است. با این وجود، با توجه به این که این گزارش، تا این لحظه، تنها ارزیابی از وضعیت موجود در بازار کار ایران می باشد از آن در تحلیل پیش رو به عنوان مبنای اصلی مقایسه در کنار آمارهای غیررسمی، استفاده شده است.
تحلیل نتایج
با ارزیابی داده هایی که تا کنون از این نظرسنجی به دست آمده است، نتایج زیر استخراج می شود:
الف – نتایج کلی

شکل 1 – مقایسۀ نتایج نظرسنجی با آمار واقعی
شرکت کنندگان در این نظرسنجی برآورد می کنند که حقوق ماهیانۀ یک مدیر عامل در شرکت های بزرگ ایرانی، به طور متوسط 22 برابر یک کارمند عادی است، که برای عادلانه بودن باید این نسبت به 6 برسد. اگر گزارش های موجود را مبنای سنجش بگیریم، برآورد شرکت کنندگان از وضعیت موجود، چندان بیراه نیست. با نگاهی به آمارهای اخیر، حقوق یک مدیرعامل شرکت بزرگ حداکثر 25 برابر یک کارمند عادی می باشد، که البته این نسبت بدون نظر گرفتن مزایا و پاداش آخر سال محاسبه شده است. این نسبت ها در جامعۀ آمریکا، به ترتیب، 151، 72 و 303 برابر است. از این نظر، مردم آمریکا چندان برآورد دقیقی از وضعیت حقوق و دستمزد در جامعۀ خود ندارند، زیرا برآورد آنها تنها به اندازۀ نیمی از آنچه واقعا در شرکت های آمریکایی پرداخت می شود، می باشد. ولی، آنگاه که به تلقی مردم از حقوق عادلانه در یک جامعۀ ایده آل بنگریم، نگاه مردم جامعۀ ایران آرمانگرایانه و اندکی غیرمنطقی به نظر می رسد زیرا، مردم ایران معتقدند برای عادلانه شدن وضعیت حقوق و دستمزد در شرکت های بزرگ ایرانی یا باید حقوق مدیران عامل حدود 70% کاهش یابد، یا حقوق کارمندان عادی بیش از سه برابرمقدار کنونی شود. این در حالیست که، مردم جامعۀ آمریکا اعتقاد دارند اگر حقوق مدیران عامل شرکت های بزرگ نصف شده یا حقوق کنونی کارمندان عادی دو برابر شود، وضعیت حقوق و دستمزد در جامعۀ آنها عادلانه خواهد بود.
در حقیقت، چنانچه نسبت حقوق مدیرعامل به کارمند عادی به صورت مطلق، مورد مقایسه قرار گیرد، در حال حاضر جامعۀ ایران به مراتب عادلانه تر از جامعۀ آمریکا می باشد. ولی اگر فاصلۀ وضعیت کنونی جامعه با تلقی مردم از جامعۀ ایده آل مبنای مقایسه باشد، حقوق و دستمزد درجامعۀ ایران ناعادلانه تر از جامعۀ آمریکاست.
ب – نتایج بر اساس گروه های سنی

شکل 2 – نتایج نظرسنجی به تفکیک گروه های سنی و مقایسه با آمار واقعی
با نگاهی به نتایج به تفکیک گروه سنی، به نظر می رسد در جامعۀ ایران جوان ترها برآورد کمتری از نسبت حقوق مدیرعامل نسبت به کارمند معمولی در شرکت ها داشته، و از سوی دیگر، میزان عادلانۀ این نسبت در نظر آن ها نسبت به سایر گروه های سنی بالاتر است. به عبارت ساده تر، با بالاتر رفتن سن، مردم ایران شکاف بین وضعیت موجود و وضعیت عادلانه در حقوق و دستمزد را، بزرگ و بزرگتر می بینند که نشانگر روندی خلاف آنچه در جامعۀ آمریکا اتفاق می افتد، است. این موضوع، ممکن است از دغدغه های موجود در مورد بازنشستگی و عدم اعتماد به محیط کسب و کار، ناشی شود.
ج – نتایج بر اساس جنسیت

شکل 3 –نتایج نظرسنجی به تفکیک جنسیت و مقایسه با آمار واقعی
با ملاحظۀ نتایج تفکیک شده بر اساس جنسیت، دو نکته روشن می شود. نخست آن که به دلیل اختلاف دستمزد زنان با مردان، زنان ایرانی برآورد پایین تری، هم از وضعیت موجود و هم از وضعیت عادلانه، در ذهن دارند. این موضوع در جامعۀ آمریکا نیز به چشم می خورد با این تفاوت که، در جامعۀ ایران شدیدتر است. بر اساس گزارش ایران تلنت (1394)، زنان در ایران به طور متوسط 23% کمتر از مردان در سمت مشابه، دستمزد دریافت می کنند که البته داده های ما مقداری بیش از این را نشان می دهد. نکتۀ دوم که از تحلیل نتایج می توان دریافت این است که، زنان و مردان در جامعۀ ایرانی تلقی یکسانی ازتناسب لازم بین نسبت عادلانه با نسبت کنونی بر اساس برآورد خود، دارند. بدین معنا که، اگر امروز از یک مرد و یک زن به طور جداگانه بپرسید که حقوق مدیرعامل باید چقدر نسبت به وضعیت کنونی کاهش یابد تا نسبت عادلانه ای با حقوق کارمندان معمولی سازمان پیدا کند، احتمالا جواب مشابهی خواهید شنید.
د- نتایج بر اساس تحصیلات افراد

شکل 4 –نتایج نظرسنجی به تفکیک سطح تحصیلات و مقایسه با آمار واقعی
نتایج نشان می دهد که، با بالاتر رفتن تحصیلات افراد جامعه، تلقی آنها از نسبت عادلانه ای که باید بین حقوق مدیرعامل و کارمندان معمولی برقرار باشد، اصلاح شده و واقعی تر می شود که در عین حال نشان از نیم نگاه آنان به صندلی مدیرعاملی در سال های آتی نیز دارد.
جمع بندی و پیشنهاد
در پایان با توجه به نتایجی که تا کنون حاصل شده است می توان گفت:
1- مردم ایران اگرچه که برآورد خوبی از نسبت کنونی حقوق مدیرعامل به کارمندان در شرکت ها دارند، ولی در عین حال با رویکردی آرمانگرایانه تصور می کنند که باید این نسبت بسیا
ر کمتر باشد تا عدالت در حقوق و دستمزد محقق گردد.
2- افزایش تحصیلات و آگاهی می تواند به تعدیل و واقعی تر شدن نگاه آرمانگرایانۀ مردم به مقولۀ عدالت در حقوق و دستمزد کمک کند.
3- برای افزایش شفافیت، سازمان بورس و اوراق بهادار باید شرکت های حاضر در بورس ایران را ملزم کند تا هر ساله اطلاعات نسبت حقوق مدیرعامل به کارمندان معمولی در شرکت خود را به طور شفاف منتشر نمایند.
4- قوای سه گانه باید با افزایش شفافیت در محیط کسب وکار و انجام اقدامات مشهود در راستای حذف تبعیض ها و مبارزه با فساد، زمینه را برای کاهش بی اعتمادی مردم به آینده و محیط کسب وکار درکشور فراهم سازند.
Comments